خرید بک لینک
بعد تو - محسن یگانه تموم آدمارو بعد تو بخشیدم همه رو بخشیدم اما تورو نهدلیل دردامو بعد تو فهمیدم همه رو فهمیدم اما تورو نهچه زخمی جا مونده رو دل وامونده داره دیوونه میکنه منو یه عالم خاطرهمیگم نمیدونست میگم نمیتونست خدا که میتونست چرا گذاشت برهچه زخمی جا مونده رو دل وامونده داره دیوونه میکنه منو یه عالم خاطرهمیگم نمیدونست میگم نمیتونست خدا که میتونست چرا گذاشت برهدلیل دردامو بعد تو فهمیدم بعد تو فهمیدم غم عالم چیهکسی نمیدونه کسی چه میدونه شبای دلتنگی تو خیالم کیهچه زخمی جا مونده رو دل واموندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 11:52

به یادت بیار سکوت و بی کسیمو یادت بیار اون بغض لعنتیمو یادت بیار اون گریه زاری هامو یادت بیار ...یادت میاد میگفتی آسمون اگه زمین بیاد همیشه عشقمی دوست دارم زیادهنوز از این دروغ تو خوشم میاد ...میبخشمت به اون کسی که میپرستی میدمت میرم با اینکه مهربون ندیدمتبا اینکه میکشه منو ندیدنت ...میبخشمت تورو با بغض و گریه ساده میکنم تو یادگاریات خلاصه میکنممیرم که با خیالت عاشقی کنم ...سخته برام به اونکه با توئه حسادت کنم به جای خالی تو عادت کنمبه خاطراتمون خیانت کنم ...حرف دلم با عکس تو یه عمری هق هق شده با دیدنش دوباره عاشق شدهتمام ِ عمرم این دقایق شده ...میبخشمت به اون کسی که میپرستی میدمت میرم با اینکه مهربون ندیدمتبا اینکه میکشه منو ندیدنت ...میبخشمت تورو با بغض و گریه ساده میکنم تو یادگاریات خلاصه میکنممیرم که با خیالت عاشقی کنم ... + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۳ساعت 19:37  توسط من  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 16:35

چقدر اینو من گوش کردمچقدر...خیال می کردم با منی عشق منی مال منیفکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنیباور نمی کردم بخوای راست راستی تنهام بزاریآخ که یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داریگفته بودی عاشقمی بپای عشقم می شینیمی گفتی هر جا که باشی خودت و با من می بینیرفتی سراغه دشمنم یه پست نامرد حسودیکی که حتی بخدا لنگه ی کفشمم نبودبه ذهنشم نمی رسید حتی نگاش کنی یه روزآخ چه دردی می کشم، ای دل بیچاره بسوز + نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ساعت 1:10  توسط من  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:45

دلم خواست همینجوری الکی امروز یه پست بذارم.

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:45

هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی را که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد؛ به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت؛ آدمهای جدید او را به یاد زخمهای قدیمیاش میانداختند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی ۱۴۰۲ساعت 19:48  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 16:52

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی خزان عمرم رسید نو بهار که هستی

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 14:45

موندم از کجا شروع شد که تو رو دوباره دیدمهنوز از راه نرسیدم به ته قصمون رسیدمیکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتموقتی لبخندتو دیدم حتی از خودم گذشتمین فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونهجز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمیمونهشاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منیولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منیشاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منیولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منیوقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردیحال و روز منو دیدی اما باز کاری نکردی + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۲ساعت 14:22  توسط من  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 15:53

الان که میمیری براش

ولی یه جایی آخراش

میوفته از سرت هواش

میبینمت صبر داشته باش

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 0:54  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 15:53

لطفا
کسیو وسط راه ول نکنید شاید این راه اصن راه اون نبوده به خاطر شما اومده

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۲ساعت 2:18  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 15:53

اینکه من در سالمترین وضعیت روحی بودم که با تو آشنا شدم و حالا در نامطلوبترین شرایط روزگار میگذرانم یا نشان از ضعف من است یا بیانصافی تو. هر چه که باشد تاوانش را من پسمیدهم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور ۱۴۰۱ساعت 10:58  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:38

روزی با خود فكر میكردم
اگر او را با غريبهای ببينم دنيا را به آتش میكشم؛
اما، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه میکند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ساعت 0:2  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:38

فرهادم اما چند سالی دیر فهمیدم افتاده دست دشمنانم قصر شیرینم

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:38

میگن اراک یه محله داره به اسم سوراخ نرگس

نمیدونم چرا احساس میکنم کل بدبختیام از این محله نشات میگیره

((=

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند ۱۴۰۰ساعت 23:46  توسط من  | 

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 15:55

بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی...  دلتنگی...  و... اما بدترین حس دنیا "دل زدگی" ست.دل زدگی، بعد از یک خواستن عمیق می آید. کاری را، چیزی را، کسی را با تمام وجود خواستن.دل زدگی یعنی کاری...  چیزی...  کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد.دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید آدمی که دل زده می شود وسط یک جنگ است... یک جنگ نا برابر....یک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست... طرف دیگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خاطرات و رویاهاستدلزدگی بدترین حس دنیاست... فقط تصور کنید کاری... چیزی...  کسی که سال ها می خواستی دیگر قلبت را به تپش نیاندازد. .. دیگر تو را سر ذوق نیاورد.بدترین قسمت دل زدگی این است که نمی خواهی آن حس را دوباره تجربه کنی                               اگر آسمان هم به زمین بیاید دیگر نمی خواهیآدم هایی که دل زده می شوند فهمیده اند می شود عمیق ترین خواستن ها را کنار گذاشت... فراموش کرداما نَمُرد...#حسین حائریان + نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت 1:32  توسط من  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 15:55

بدون همیشه و هنوز یه دردی از تو با منهقلبم به محض رفتنت مرد و دیگه نمیزنهروا نبود که گم بشم لابه لای خاطراترسمش این نبود ولی کهنه شد چه زود براتموند به قلبم حسرتش به دست بیارمتولی عشق همینی هست که هستبخوام نخوام ندارمت …این همه گذشت و باز تازه موند برام غمتای کاش میشد برم عقبای کاش ندیده بودمت …موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت ولی عشق همینی هست که هستبخوام نخوام ندارمت …این همه گذشت و باز تازه موند برام غمت ای کاش میشد برم عقبای کاش ندیده بودمت …موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت ولی عشق همینی هست که هستبخوام نخوام ندارمت …برگرد به خونه ی دلم که آخرای جونشه از غم میخونن آجراشچه حسرتی ستونشه …آتیشه رفتنت هنوز نور خونه ی منه یه قاصدک رو پشت بوم یه جغد رو شونه ی منهساعتاش رو دور کند چشم تو چشم انتظار خودم نرم تو مشت سرنوشت گوش به حرف روزگارروز به روز غریبه تر با آدماش بدون حس گذشته و گذشت بیا باش به داد من برسموند به قلبم حسرتش به دست بیارمت ولی عشق همینی هست که هستبخوام نخوام ندارمت …این همه گذشت و باز تازه موند برام غمت ای کاش میشد برم عقبای کاش ندیده بودمت …موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت ولی عشق همینی هست که هستبخوام نخوام ندارمت …این همه گذشت و باز تازه موند برام غمت ای کاش میشد برم عقبای کاش ندیده بودمت … + نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین ۱۴۰۱ساعت 12:33  توسط من  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رنجبر تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 15:55

صفحه بندی